اگه شبی تنها شدی
دوباره اسیر غم ها شدی
یاد یاری کن که مرده ز یادت تو دیاری
از غم جدایی
منتظر ه تو بیایی
ای رفیق راهی
شدم اسیر تنهایی
ز یادم توچقدربی وفایی
19:39  | |
اگه شبی تنها شدی
دوباره اسیر غم ها شدی
یاد یاری کن که مرده ز یادت تو دیاری
از غم جدایی
منتظر ه تو بیایی
ای رفیق راهی
شدم اسیر تنهایی
ز یادم توچقدربی وفایی
19:39  | |
8:40  | |
شب که می شود،خدا چراغ ماه را روشن می کند تا من در حضورچشمهای کنجکاو
ستارها برای تونامه بنویسم.
کاغذم برگهای درختان است ومدادم شاخه ای تروتازه…![]()
شب که می شود،خیال تودراتاقم راه می رود
وهمه ی اشیا جان می گیرند،پروانه های خشکیده
بال زنان از دفترچه ام بیرون می آیند
پرده ها ازشیشه ها هم شفافترمی شوند
ومن می توانم تورا درهمه ی آئینه ها ببینم…![]()
گاهی حتی یک کلمه هم ندارم که برایت شعربگویم
وگاهی هزاران کلمه در دستان من است
اما باز نمی دانم چه بگویم که شایسته ی توباشد…![]()
کاش تخته سنگی بودم که خانه اش درآغوش دریاست
یا بنفشه ای که همیشه لب جوی را می بوسد
ویا خیابان ساکتی که پیوسته خواب قدم های تورا می بیند…![]()
کاش ترازویی برای اندازه گرفتن عشق ودلتنگی وجود داشت…![]()
کاش می توانستی در رویاهایم بخوابی ودرآرزوهایم بیدارشوی…![]()
کاش بین دستهای من با دستهای توهیچ فاصله ای نبود…![]()
کاش بجزتاخیردیدارهیچ گله ای نبود![]()
23:25  | |
سخن از عشق نباید گفت
دوستت دارم یک جمله بی معنیست
عشق چیزی نیست که بخواهم آنرا
مثل یک بسته اهدائی در جشن تولد بتو تقدیم کند
اگر عاشق باشم
دستهایم بتو می گویند
اگر عاشق باشم میتوانی حتی
از نفس هایم احساس کنی
عشق محتاج به ظاهر سازی نیست
عشق محتاج به زیبائی نیست
دوستت دارم یک جمله تکراریست
سخن از عشق نباید گفت

20:19  | |